|
حقوق بین الملل نوین/ MOINLAW
|
||
|
حقوق بین الملل عمومی، حقوق بین الملل اقتصادی، حقوق بشر، حقوق بین الملل توسعه و.. |
دوشنبه, 26 اردیبهشت 1401

۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ۰۹:۳۷ چاپ ![]()

اختصاصی حکایت گیلان | محمد باقر شیخی*
صلح جهانی در مخاطره جدی است. تجاوز و تصرف کشوری مستقل، نوپا و آزاد به نام اوکراین، توسط قدرتی جهانی به نام روسیه، برای هر انسان خیر خواه و صلح طلبی ایجاد سئوال و نگرانی می کند. اگر بخواهیم از زاویه قانونی و بدون افتادن در دام سیاست بین الملل و گرایش های تعصبی و اقماری این پدیده را قضاوت کنیم، به ناچار باید با خودمان روراست باشیم و به سئوال های اساسی پاسخ صادقانه دهیم. البته ابعاد حقوقی این سئوال ها، بسیار فنی و گسترده است. در اینجا بحث را در سطح سئوال های عمومی دنبال می کنیم.
در حیات بشری، اصل بر صلح است یا جنگ؟
عقل سلیم گواهی می دهد که اصل و اولویت در زندگی بشر، صلح است. جنگ استثناء و تحمیلی برآن است. امروزه با وجود ساز و کارهای حقوقی و دیپلماتیک، آغاز جنگ و خشونت ورزی مربوط به ذهن های بیمار، خود خواه و زیاده طلب است که به ناچار دفاع مشروع قربانیان جنگ را به دنبال دارد و باعث رنج بیهوده بشریت و شعله ور کردن آتش خصومت، خونریزی، ویرانی، آوارگی و فقر و فلاکت می شود. و گرنه، وجدان بشری در مسیر و در آرزوی صلح است. ملت ها، چه در شرق و چه در غرب عالم، زندگی و زیبایی را در صلح می جویند نه در جنگ. پس دولت ها و قدرت ها اگر هنری دارند، درخت صلح و دوستی بکارند که صلح مقدم و اصیل است.
تجاوز نظامی روسیه علیه حاکمیت و ملت اوکراین در جهت صلح است یا جنگ؟
ملت های مختلف دنیا شاهد بدبختی، آوارگی، رنج و تعب مردم اوکراین پس از هجوم نظامی همه جانبه زمینی، هوایی و دریایی ارتش روسیه علیه آن کشور هستند. نیاز به توضیح نیست که تحمیل جنگ علیه کشور و ملت اوکراین با جنگ های داخلی و نیابتی فرق اساسی دارد، بدون تردید، نقض آشکار صلح جهانی است و هیچ کمکی به امنیت مردم اوکراین، منطقه، جهان و خود روسیه نمی کند. نفس اقدام به حمله همه جانبه به مرزهای یک کشور، تجاوز و جنایت بین المللی است. کشتار فجیع انسان های بی دفاع، زنان، کودکان، سالمندان، بیماران و همه اشخاص غیر نظامی، ژنوسید یا نسل کشی و پاکسازی قومی و نژادی هم هر کدام در زمره جنایت جنگی است و مرتکبین آن مشمول مجازات سنگین هستند.
از نظر قواعد بین المللی نوین، با جنگ و متجاوز نظامی چگونه برخورد می شود؟
جنگ بخش اعظمی از تاریخ زندگی بشری را اشغال و رنج و تعب بسیاری را تحمیل کرده است. با تکامل عقلانی بشر، جوامع انسانی به این نتیجه رسیدند که برای محدود کردن جنگ خانمان سوز چاره ای بیاندیشد و شرّ آن را از سر ملت ها کمتر کنند. جنبش محدود کردن جنگ از قرن نوزده میلادی قوت گرفت و در اوایل قرن بیست، با توجه به آسیب های فراوان جنگ جهانی اول، از طریق متن میثاق جامعه ملل، محدودیت هایی بر توسل به جنگ و توسل به زور اعمال شد. جامعه ملل مسئول اجرا و نظارت این محدودیت شد. برخی قدرت های مطرح آن زمان، این دست آورد مهم بشری را نادیده گرفتند و با بی اعتنایی به تعهدات میثاق، اقدام به جنگ و تجاوز علیه کشورهای ضعیف تر کردند. تجاوز آلمان هیتلری به لهستان و اشغال آن، آتش جنگ جهانی دوم را روشن کرد. بار دیگر مردمان دنیا عفریت جنگ را با دامنه تخریبی بیشتر و فاجعه ای فراگیرتر تجربه کردند. نویسندگان منشور ملل این بار گام بلندتری برای نجات بشریت از جنگ برداشتند و در مواد مختلف آن، هرگونه توسل به زور و جنگ علیه ملت های دیگر را ممنوع کردند (مواد ۱ و ۲ و...). وظیفه پاسداری و حفاطت از صلح و امنیت بین المللی و جلوگیری از جنگ و تجاوز بر عهده شورای امنیت گذاشته شد ( ماده ۲۴ منشور).
حال، روسیه با تجاوز نظامی تمام عیار به اوکراین، به عنوان یکی از بنیانگذاران اولیه سازمان ملل و عضو اصلی و دائمی شورای امنیت، مقررات منشور و وظایف شورای امنیت را نادیده گرفته و صلح جهانی را به خطر انداخته است. تردیدی نیست که روسیه در این مسیر بازنده اصلی است. چون کاخ کرملین ایده نوین و مثبتی را به جهان عرضه نمی کند و افکار عمومی جامعه جهانی به هیچ قیمتی حاضر نمی شود دست آوردهای مثبت بشری را نادیده بگیرد. این که آقای پوتین اعلام کرده که بر اساس ماده ۵۱ منشور به اوکراین حمله نظامی کرده، ادعای باطلی است. چون ماده ۵۱ منشور فقط و فقط در صورت وقوع حمله نظامی اجازه مشروط برای دفاع مشروع صادر می کند. دنیا شاهد است که اوکراین مرتکب جنگ و تجاوز به خاک روسیه نشده است. یک نمونه دفاع مشروع ماده ۵۱، دفاع ملت ما در مقابل تجاوز ارتش بعث عراق به خاک ایران است. چون صدام آغازگر جنگ بود. امروز مقاومت مردم اوکراین، دفاع مشروع است. چون روسیه آغازگر جنگ است. حکام مسکو بر این اقدام غیر قانونی خود هر اسمی بگذارند، متجاوز و محکوم هستند.
چه عواملی دولت روسیه را مجاب و وادار به توسل به زور می کند؟
پاسخ منصفانه به این سئوال می تواند بسیار مفید باشد. جدای از ادعاهای طرفین درگیر و فارق از توجیه های بی منطق برخی اقمار وابسته به روسیه، ریشه یابی علت توسل به جنگ توسط حکام یک کشور دارای اهمیت زیادی است. آیا خصلت های فردی، غرور و قدرت طلبی، گسترش ارضی، انتقام جویی، دیکتاتوری و جهانگشایی رهبران عامل اصلی نادیده گرفتن اصول و قواعد انسانی و حقوقی صلح است؟ یا نه، تحریک ، تهدید، تحقیر و فشارهای بیرونی باعث می شود که طرف تحت فشار، تهدید و تحقیر به جنگ و خشونت متوسل شود؟ پاسخ این است که در هر یک از دو حالت، روشن کردن آتش جنگ قابل پذیرش نیست. آیا یک قدرت جهانی به هر دلیلی، باید به راحتی بتواند بمپ و باروت و اتم بر سر ملت های دیگر منفجر کند؟ و یا کسی که دلش قدرت زیادتر، منابع و سرزمین های بیشتری بخواهد، باید بتواند به سرزمین دیگران دست درازی کند و ملتی را آواره، دربدر و نابود کند؟
بعضی برای توجیه اقدام غیر قانونی کرملین، گسترش ناتو به شرق و رسیدن به مرزهای روسیه را مطرح می کنند. آیا صرف نفوذ و حضور ناتو در سرزمین های دیگر به معنی آغاز جنگ است؟ آیا ناتو برای رسیدن به لهستان، لیتوانی، اوکراین و... متوسل به جنگ شده است؟ آیا عمل متقابل روسیه برای نفوذ در امریکا و آمریکای لاتین و سلطه سیاسی-اقتصادی آن بر ونزوئلا مجوزی برای توسل به جنگ ناتو می شود؟ پاسخ روشن است. تا زمانی که عملیات و تجاوز نظامی عینی رخ نداده باشد، توسل به جنگ توجیح قانونی ندارد. اگر یک طرف تلاش در نفوذ فرهنگی، سیاسی و امنیتی دارد، برای طرف دیگر هم راه عمل متقابل باز است. هر قدرتی به بهانه چنین فعالیت هایی دست به دامن جنگ و زور شود، بدون تردید خاطی و محکوم است. در غیر این صورت، سنگ روی سنگ بند نمی شود.
چه عواملی مردم و حکومت اوکراین را از روسیه گریزان می کند؟
سئوال مهمی است و شاید تاکنون برای بسیاری از ما پیش آمده باشد. چرا کشورهای جدا شده از شوروی سابق، ملت های آزاد شده از بلوک ورشو و حتی اوکراین هم مرز، هم زبان، هم کیش و هم خانواده با روسیه از سایه این قدرت شرقی ترسان و گریزانند و در صدد پیوستن به ناتو؟ چنان که برخی ادعا کردند، علت اصلی آن نفوذ فرهنگی و تبلیغات ناتو و قدرت های غربی است؟ چرا روسیه که همسایه، هم خون و هم کیش آنهاست، همین نفوذ و تبلیغات را اعمال و آنها را مجاب نمی کند؟ چه خصلتی در روسیه و نوع حکومت آن وجود دارد که ملت های مختلف و مستقل از فنلاند، سوئد و لیتوانی گرفته تا لهستان و اوکراین از سایه آن می ترسند و حاضرند به دامان ناتو پناه ببرند؟ آیا دولت و مردم اوکراین و کشورهای دیگر در تعیین سیاست خارجی و آینده سرنوشت خود آزاد نیستند؟ بدیهی است که پاسخ آزادی ملت ها در تعیین سرنوشت خود، جنگ و تجاوز نیست.
موضع گیری دولت و ملت ایران در قضیه جنگ اوکراین چه تاثیر ملی، منطقه ای و جهانی دارد؟
بر خلاف خواست عمومی مردم، موضع گیری های فعلی دولتمردان ایران در قبال اقدام های ناهنجار و تجاوزگرانه روسیه، دست آوردهای تاریخی و بشردوستانه ملت ایران را خدشه دار می کند. این در حالی است که شواهد تاریخی و حقوقی چند قرن اخیر نشان می دهد که موضع ملت ایران همواره در جهت حمایت از صلح و دفاع از قربانیان و مظلومان جنگ، تجاوز و اشغال بوده است. آرمان های انقلاب ۵۷ و قانون اساسی جمهوری اسلامی به شکل آشکارتری این خواست عمومی ملت ایران را بازتاب می دهد. اشغال اوکراین قبل از هر چیز، جنگ همه جانبه صدام علیه ایران را برای ایرانیان تداعی می کند که دست بر قضا، با تشویق ها و حمایت های گسترده حکام کرملین و دیگر قدرت های جهانی صورت گرفت. رزمندگان، ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران در قضیه جنگ تحملیلی عراق، درس بزرگی را در تاریخ به ثبت رساندند. با ایستادگی در مقابل متجاوز، نهایت سعی را در رعایت اصول انسانی و حقوق غیر نظامیان به نمایش گذاشتند که دست آورد کمی نیست. حفظ دست آوردهای انسانی ملت از وظایف دولت است. منافع ملی در گرو این خواست عمومی است و هر اقدام و موضع گیری ورای آن، مغایر منافع و امنیت ملی است.
هیات نمایندگی ایران در نشست اضطراری مجمع عمومی سازمان ملل (مارچ ۲۰۲۲)، در حالی به قطعنامه محکومیت جنگ روسیه علیه اوکراین رای ممتنع (خنثی) داد که رعایت تعهدات منشور ملل متحد، رعایت حقوق بشر دوستانه و دوری جستن از معیارهای دوگانه را شعار خود قرار می داد. در واقع، حاملان پیام مردم ایران، آرمان ملت را شعار خود قرار دادند ولی در عمل، به نفع اقدام غیر قانونی و غیر انسانی روسیه گام برداشتند. و این زیبنده نبود. چون، هیچ چیز خطرناک تر و تحقیر کننده تر از این نیست که حاملان پیام یک ملت، اعتقادی به پیامی که حمل می کنند نداشته باشند. وقتی در اشغال کریمه توسط روسیه سکوت می کنید، وقتی جنگ علیه اوکراین را با صراحت و صلابت محکوم نمی کنید، آیا خودتان دچار معیارهای یک بام و دو هوا نشده اید؟ بعد از این، کشتار مردم مظلوم یمن توسط ائتلاف سعودی یا اشغال فلسطین توسط اسرائیل را با کدام معیار محکوم می کنید؟ این سیاست دوگانه با کدام اصل قانون اساسی و آرمان دیرینه ملت ایران سازگار است؟ ملت ایران ثابت کرد که استقلال، توان و قدرت اقتصادی و دفاعی خود را در کنار حمایت از مظلوم و طرد زورگویان و ناقضان صلح می خواهند. بیایید تا بیش از این دیر نشده، موضع خود را تغییر دهید و همگام با اکثریت جامعه از صلح و مظلوم حمایت کنید.
*پژوهشگر حقوق بین الملل دانشگاه تهران
نگارنده در یاد داشتی با عنوان "تحولات جهانی قرن ۲۱ و آینده حقوق بین الملل" که در آذر ۱۴۰۰ در سایت حکایت گیلان انتشار یافت، به برخی ابعاد این پیچیدگی اشاره کرده است.

|
|