|
حقوق بین الملل نوین/ MOINLAW
|
||
|
حقوق بین الملل عمومی، حقوق بین الملل اقتصادی، حقوق بشر، حقوق بین الملل توسعه و.. |
افزایش اختیارات دولت در شرایط اضطراری و ابهام ها و الزام های حقوقی
دکتر محمد باقر شیخی
در قوانین و آثار حقوقی بیشتر کشورهای دنیا برقراری محدودیت موقت، با تفاوت های شکلی و ماهوی مطرح است. با وجود این، پرداختن به آثار و عواقب ناشی از این محدودیت ها و سلب آزادی های عمومی از زاویه ای دیگر دارای اهمیت اساسی است. از منظر اسناد و قواعد حقوق بشری، در این که افزایش قدرت قوا در شرایط اضطرار باید مورد نظارت و کنترل قانونی قرار بگیرد، تردیدی وجود ندارد. اما در عمل، در نوع قوانین و رویه حاکمیت ها اتفاق نظر به چشم نمی خورد. بنابراین، به موضوع برقراری محدودیت های موقت در شرایط استثنایی باید از چند زاویه نگریست. ا۰ مشروعیت و عدم مشروعیت اصل برقراری محدودیت ۲. ساز و کار و قوانین موجد محدودیت و ۳. عوارض حقوقی در دوره محدودیت و ضرورت نظارت و کنترل قدرت در این دوره. موضوع اول و دوم که همواره محلّل افزایش اختیارات قدرت در شرایط ویژه هستند، ادبیات گسترده ای را به خود اختصاص می دهند. اما موضوع سوم، به این دلیل که حاوی ایده ی حمایت علیه قدرت است و برای جلوگیری از سوء استفاده از اختیارات مازاد، خواستار کنترل و نظارت قانونی قدرت در این شرایط است، کمتر نقد و بررسی می شود. مساله این است که طبق تجربه، بیشتر دیکتاتوری ها با محدودیت های تدریجی و موقت تکمیل می شوند. از طرفی، برخی بر این باورند که هر گاه قدرت، آزادی های مشروع ملت را به هر دلیلی سلب و اخذ کند، هیچ گاه عین آن را به ملت پس نمی دهد. با این رویکرد، ضرورت دارد فارغ از نوع دولت، نسبت به محدودیت ها و سلب آزادی عمومی هر چند موقت حساسیت بیشتری نشان داده شود.
تاکید این یاد داشت بر آن است که با قبول ضرورت و توجیه برقراری محدودیت موقت و با فرض طی مراحل قانونی در برقراری آن در یک کشور، نظارت بر اجرای صحیح محدودیت ها و منع مجریان از تجاوز از حدود و اختیارات پیش بینی شده نیز از ضرورت های دیگر این وضعیت است. نظارت بر قدرت برای پیش گیری از انحراف و ایجاد تعادل بین اجرای عملیات اضطراری و تضمین حقوق بنیادی و آزادی های تعلیق ناپذیر اشخاص نیز مهم است. دغدغه حکومت ها طبق معمول، اعمال خواسته های حاکمیتی است و حال آن که مراقبت از حقوق و آزادی های عمومی در این شرایط مستلزم مراقبت و حمایت ویژه و قانونی است. باید دید به اصول انسانی در دوره اضطرار تا چه حد توجه و عمل می شود. برخی اسناد حقوق بشری (ICCPR) با پذیرش اصل برقراری محدودیت در شرایط استثنایی، الزام های اجرائی خاصی برای دولت ها پیش بینی می کنند.
نگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این موضوع هرچند دموکراتیک است، کامل به نظر نمی رسد. طبق اصل ۹، اصل تفکیک ناپذیری آزادی و استقلال موضوعی است که هیچ مقامی با هیچ بهانه ای حتی با وضع قانون حق محدود کردن آزادی های مشروع ملت را ندارد. اصل ۷۹ اما بر ایجاد محدودیت های موقت صحّه می گذارد. این ماده ابتدا بر منع مطلق اعلام و برقراری حکومت نظامی تاکید می کند و با این اطلاق می توان گفت که در هیچ زمان و تحت هیچ شرایطی کنترل و اداره کشور ولو به طور موقت در اختیار نظامیان و نیروهای نظامی قرار نمی گیرد. در ادامه همان ماده به حالت جنگی و دیگر شرایط اضطراری شبیه جنگ اشاره دارد و می گوید در این شرایط، دولت حق دارد پس از تصویب مجلس، برای یک دوره سی روزه محدودیت های موقت را اعمال کند. معلوم است که خلاء قانون اساسی در زمینه الزام های حکومت در قبال افزایش اختیارات قوا در دوره اضطرار، ابهام و سئوال های متعددی را ایجاد می کند.
کشور ما از جمله کشورهایی است که دولت در شرایطی مانند همه گیری کرونا (COVID 19 ) و اعتراضات و بحران های اجتماعی، محدودیت های موقت همچون منع رفت و آمد، تعطیلی کسب و کار، قطع ابزارهای ارتباطی، محدود کردن شبکه های اجتماعی و از این قبیل موارد را اعمال می کند. سئوال این است که برای اجرای عملیات دوره اضطرار از چه اصولی تبعیت می کند؟ آیا دولت از قدرت و اختیارات نامحدود برخوردار است؟ آیا قانونی وجود دارد که جلوی انحراف و سوء استفاده قدرت را بگیرد؟ این که مسیر قانونی برای اعلام شرایط اضطراری به درستی طی می شود یا خیر، ستاد ملی مبارزه با کرونا اختیار تقنینی دارند یا خیر، بحثی دیگر است. تاکید این بحث بر الزام های حقوقی دولت در دوره اعمال محدودیت های موقت است. آیا قانون اساسی ساز و کار کنترلی را پیش بینی می کند؟ آیا قوه قضائیه دادگاه ویژه ای را برای این کار اختصاص می دهد؟ آیا دولت حق دارد حقوق تعلیق ناپذیر را تعلیق کند؟ آیا ممکن است دولت از حدود اختیارات خود عدول کند؟ آیا می تواند به جای ارکان اداری و انتظامی از نیروهای نظامی استفاده کند؟ آیا برای مهار قدرت در پایان دوره اضطرار تضمینی وجود دارد؟ جا دارد همه این موارد در فرصتی دیگر با بررسی تطبیقی کشورها مورد بحث قرار گیرد. اما در قانون اساسی کشور ما در این زمینه ها ابهام حقوقی وجود دارد. در نتیجه، لازم است برای تعیین چارچوب قانونی شفاف و الزام حقوقی قوا در شرایط اضطرار، گام های اساسی برای رفع ابهام، به ویژه در محورهایی چون: قانونی بودن (legality)، ضرورت (necessity), تناسب (proportionality)، اجرای یکسان و بدون تبعیض (none discrimination)، موقت بودن (temporary in scope), نظارت قضایی (judicial supervision) برداشته شود.
1. www.ohchr.org
2. International Covenant on Civil and Political Rights
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) که ایران هم عضو آن است در بند ۱ ماده ۴ چنین می گوید: هر گاه یک خطر عمومی استثنایی (فوقالعاده) موجودیت ملت را تهدید کند و این خطر رسماً اعلام بشود، کشورهای طرف این میثاق میتوانند تدابیری خارج از الزامات مقرر در این میثاق به میزانی که وضعیت حتماً ایجاب مینماید اتخاذ نمایند مشروط بر اینکه تدابیر مزبور با سایرالزاماتی که بر طبق حقوق بینالملل به عهده دارند مغایرت نداشته باشد و منجر به تبعیضی منحصراً بر اساس نژاد - رنگ - جنس - زبان - اصل و منشاء مذهبی یا اجتماعی نشود.
حقوق بین الملل محیط زیست
دکتر محمد باقر شیخی
الف. آشنایی با مفاهیم و اصول حقوقی محیط زیست
1. مفاهیم
آشنایی با مفاهیم زیست محیطی به طور جامع، یعنی فراتر از واژگان حقوقی، تاثیر شایانی بر درک حقوق محیط زیست و ضرورت مراقبت و حفاظت از آن دارد. برخلاف برخی نوشته های به جای مانده در این موضوع، ابتدا وارد بحث واژه شناساسی می شویم و سعی می کنیم قلمرو مفاهیم را گسترده تر و جامع تر کنیم و علاوه بر واژگان رایج و نسبتا جدید در ادبیات حقوقی، به برخی مفاهیم مربوط به دیگر علوم، با رویکرد بین رشته ای هم اشاره ای کوتاه داشته باشیم. چرا که به نظر می رسد در تبیین موضوع حیاتی دفاع از محیط زیست، بحث های حقوقی و بیان منابع، مقررات، اصول و رویه های دولت ها و نهادهای بین المللی، اگر چه لازم و مفید است ولی کافی نیست. چون در درجه اول، دایره مخاطبان محیط زیست را محدود می کند و حال آن که حساسیت و اهمیت حفظ محیط زیست برای همه است و باید طوری تبیین و تشریح شود که برای محققان و مخاطبان غیر حقوقی هم جذاب و قابل درک باشد. در مرحله دوم، در تبیین مسایل حقوقی برای جمع محققان، کارشناسان، وکلا، استادان و دانشجویان حقوقی هم لازم است برداشت و بینش درستی از مفهوم محیط زیست، تعریف و انواع آن، واژگان مترادف، عناصر شکل دهنده و از این قبیل موارد وجود داشته باشد تا بتوانند به احتمال و چگونگی تخریب و تهدید محیط زیست پی ببرند و سپس به درک و تحلیل درستی از اصول و قواعد حمایتی و بازدارنده حقوقی دست یابند. با این رویکرد، سعی می کنیم در ادامه، به مفاهیم ضروری تر اعم از حقوقی و غیر حقوقی در حد نیاز اشاره ای کوتاه داشته باشیم.
محیط زیست چیست؟
تجزیه و تحلیل خود مفهوم محیط زیست، پیش نیازی برای درک حقوق محیط زیست است. پرداختن به این مفهوم از نگاه دیگر علوم، ضرورتی انکار ناپذیر برای محققان رشته های علوم ا نسانی است. محیط زیست چیست و شامل چه چیزهایی می شود؟ وقتی می گوییم محیط زیست آیا منظور محیط و عناصر لازم برای زیستن یک موجود جاندار است یا به هر مجموعه فضا و قلمروی که در آن قابلیت زیست و حیات باشد، نیز اطلاق می شود؟ آیا می توان گفت که هردو جنبه مد نظر قرار می گیرد؟ که در این صورت، باید محیط زیست را به دو قسمت میکر و ماکرو ، یا اختصاصی و کلان قابل تقسیم دانست؟ برای درک درست این مفهوم، اول به معنی لغوی آن می پردازیم و با معرفی چند لغت مترادف حدود و قلمرو آن را روشن تر بیان می کنیم.
محیط زیست در ادبیات فارسی به معنی مجموعه عوامل و فضایی است که در آن امکان زندگی و حیات به صورت بالفعل یا بالقو ه وجود داشته باشد. گاهی به آن زیستگاه هم می گویند. این مفهوم برگردانی از واژه انگلیسی -Environment- است .در فرهنگ انگلیسی، در معنای فیزیکی این واژه، آن را مترادف - Surrounding- یا همان احاطه کننده، اطراف و حول و حوش و در صورت داشتن علامت جمع -Surroundings- ، به معنی محیط به کار می برند که یک موجود زنده به ویژه انسان، با فضا و عناصر آن در کنش وارتباط متقابل است. برای نمونه یک فرد در زندگی و حیات خود با یک سری شرایط و عناصر فیزیکی که با آنها در ارتباط دائم است، احاطه شده است. از طرفی، جدای از جنبه های فیزیکی، یک سری عناصر شیمیایی و بیولوژیکی هم برای زیست هر جانداری ضروری و حیاتی هستند و عناصر شیمیایی مانند انواع گازها در محیط اطراف او وجود دارند و تعادل در چرخه حبات را تضمین می کنند. بنابراین، محیط زیست مشتمل بر عناصر و عوامل زنده و غیر زنده است که در حیات، تحولات و توسعه اندام ها و ارگانیسم موجوداتی که در محاصره آن قرار دارند ، ایفای نقش می کند. بر این اساس، قلمرو محیط زیست می تواند جزئی باشد به طوری که فقط به یک محدوده که یک فرد از جاندار را احاطه می کند، اطلاق شود؛ می تواند کلی و جهانی باشد که باز چنین محیطی برای امکان زیست در مجموع، قابل تصور است. در این صورت. مجموعه کره زمین به عنوان تنها زیست کره شناخته شده مطابق علم امروز، یاید مصداق اصلی محیط زیست تلقی می شود.
اکوسیستم
واژگان دیگری هم هستند که در کنار محیط زیست قرار می گیرند و گاهی، به اشتباه، مترادف با آن معرفی می شوند، و البته در توضیح و درک معنای محیط زیست کمک می کنند. "اکوسیستم" -Ecosystem-، "طبیعت" -Nature- و "بیوسفر" -Biosfer- برای نمونه، در این زمینه قابل بررسی هستند. اکوسیستم به کنش های متقابل جانداران با یکدیگر و انطباق آنها با محیط اطراف اشاره دارد و معلوم است که بیان کننده دقیق همه محیط زیست نیست. چون هر بخشی از زمین مانند کوه، جنگل، دریا، هوا و مکان های دیگر دارای اکو سیستم خاص خود هستند. به بیان دیگر، اکوسیستم زیر مجموعه محیط زیست و مفهومی خاص است. ولی محیط زیست شامل اکوسیستم ها و چیزهای دیگر است که مفهومی عام است.
طبیعت
واژه مرتبط دیگر، طبیعت است. آیا بین طبیعت و محیط زیست تفاوتی وجود دارد؟ طبیعت در واقع، شامل همه موجودات زنده و غیر زنده در سراسر دنیا می شود که آب، هوا، شرایط جوی و منابع طبیعی و معادن هم بخشی از آن است. با وجود این ،ویژگی و خصلت اصلی طبیعت آن است که فقط موجودات طبیعی و برساخته از طبیعت را در بر می گیرد و مصنوعات یا ساخته های غیر طبیعی مانند آثار، ابنیه، میرات فرهنگی، کشاورزی، شهرسازی و فناوری های ساخت بشری را شامل نمی شود. این در حالی است که محیط زیست هردو مجموعه طبیعی و آثار بشری را در بر می دگیرد. بنابراین، طبیعت هم بخشی از محیط زیست است و در زیر مجموعه آن قرار دارد. در نتیجه، محققان حقوق محیط زیست مد نظر دارند که این واژگان هر کدام در جای خود مورد توجه قرار می گیرند. محیط زیست علاوه بر طبیعت و اکوسیستم، بر فعالیت ها و آثار بر جای مانده از بشر در طول تاریخ یا همان تمدّن بشری هم احاطه دارد. بنابراین، محیط زیست، از یک طرف شامل آب، خاک، هوا، جنگل و کویر و حیوان و انسان می شود، از طرفی دیگر، تمدن بشری،مانند شهرسازی، میراث فرهنگی، کشاورزی و ابزارها و راه های مواصلاتی و مانند آن را هم در بر می گیرد. ولی باید دقت کنیم که هنوز هم جنبه سومی برای این مفهوم قابل تصور است و آن بخش طبیعت وحشی یا "Wildlife" است. یعنی آن قسمت از محیط زیست که از دخالت و تصرف انسان در امان مانده است. هنوز مکان هایی مانند جنگل ها و طبیعت بکر وجود دارد که انسان در آنجا پا نگذاشته است و این می تواند خبر خوشحال کننده ای باشد. لغت نامه ها، به ویژه لغت نامه های تخصصی در موضوع محیط زیست تریف مضیق و موسع از مفهوم محیط زست به عمل می آورند. متن انگلیسی زیر که از دیگشنری تخصصی انگلیسی اخذ شده است، تعریف محیط زیست را در چند مرحله بیان می کند:
ENVIRONMENT (1.) Any water, water vapor, any land including land surface or subsurface, air, fish, wildlife, biota, and all other natural resources. (6-2A NYCRR § 595.1; ECL § 40-0105; ECL § 71-2702(12); ECL § 27-1301(7); and 6-1A NYCRR § 375.2(g»; (II.) As defined in 6-1A NYCRR § 325.1, "environment" means water, air, land and all plants and man and other animals living therein, and interrelationships that exist among them; (III.) In 6-2A NYCRR § 617.2, the term "environment" is defined as the physical conditions which will be affected by a proposed action, including land, air, water, minerals, flora, fauna, noise, resources of agricultural, archeological, historic or aesthetic significance, existing patterns of population concentration, distribution or growth, existing community or neighborhood character, and human health. (DICTIONARY OF TERMS AND LEGAL DEFINITIONS RELATED TO HAZARDOUS, MEDICAL AND SOLID WASTE, 1992.)
بیوسفر
بیوسفر یا زیست کُره، به آن بخش از زمین که زندگی در آن جریان دارد، اطلاق می شود. همه موجودات زنده روی زمین اعم از انواع باکتری ها، جلبک ها، قارچ ها، گیاهان و جانوران، اعم از انسان و حیوان را احاطه کرده است. در اسناد حقوقی مربوط به محیط زیست هم از این مفهوم استفاده می شود. برای نمونه، یونسکو در تبیین معنا و مفهوم محیط زیست، از واژه "بیوسفر" استفاده می کند و آن را معادل محیط زیست می داند. بیوسفر آن بخش از جهان هستی است که مطابق دانش فعلی بشر، همه حیات و زیست جانداران، در آن امکان پذیر است. بیوسفر همان لایه حیاتی است که کره خاکی زمین را در بر گرفته است. این لایه شامل زمین و کیلومترها بالای زمین و نیز اعماق آن را هم شامل می شود.
مطابق برخی یافته ها، حیات در این زیست کره از بیش از 3.7 میلیارد سال پیش جریان دارد. بنابراین، آن بخش از زمین که توسط موجودات زنده اشغال شده، بیوسفر است که نام دیگر آن محیط زیست است و شامل مجموعه ای از عناصر جاندار و غیر جاندار می شود. تنوع موجودات زنده در بیوسفر زمینه مطالعات علمی گسترده ای را فراهم می آورد. این موجودات زنده عمدتا در خشکی اعم از جنگل، بیابان، علفزار، دشت و کوه و مانند آن و یا در آب های دریایی و غیر دریایی مانند رودها و خور ها و مانند آن زندگی می کنند، تولید مثل می کنند، رشد و توسعه می یابند، با استفاده از هوا و دیگر عناصر محیط زیستی، در اکوسیستم های متفاوت ادامه حیات می دهند. بیوسفر یا همان محیط زیست طبیعی بیرونی را هم می توان در یک معنا به چند قسمت تقسیم کرد. محیط آبی (Aquatic)، محیط خاکی (Terrestrial) و محیط هوایی (Atmospheric) که هر کدام ویژگی ها و شرایط خاص خود را دارند.
محیط آبی
محیط زیست آبی شامل اقیانوس ها، دریا ها، دریاچه ها و آب های شیرین مانند رودخانه ها می شود. محیط آبی بزرگترین محیط زیست شناخته شده است. بزرگترین بخش این محیط را هم آب های دریایی شکل می دهند. ویژگی و وجه تمایز محیط دریایی، وجود آب با میزان بالایی از نمک است. این در حالی است که بخش دیگر از محیط آبی، به آب های شرب مربوط است که غلظت نمک در آن بسیار پایین تر از دریاست. این بخش می تواند مرکب از رودخانه ها، دریاچه ها و دیگر مجموعه آب های کم نمک باشد. طبق آمار، ۹۷ درصد از آب های روی زمین را آب دریایی به خود اختصاص داده است. جانداران محیط دریایی بایک دیگر و با دیگر مجموعه های فیزیکی اطراف خود در ارتباط هستند. محیط دریایی برای جامعه بشری هم دارای اهمیت حیاتی است. چون یکی ازمنابع اصلی تامین زنجیره غذایی و مواد ارزشمند است. آلودگی دریا، اسیدی شدن آب دریاها گرمایش بی رویه و آزمایشات سلاح های هسته ای در اعماق دریاها از نمونه خطرهایی هستند که به واسطه فعالیت های بشری، محیط زیست دریایی را تهدید می کنند.
محیط خاکی
محیطی است که در قلمرو خشکی یافت می شود و شامل زمین، خاک، شهر، روستا و جزایر و انواع موجودات واقع در آنهاست. قلمرو خشکی، برخلاف محیط دریایی، از آب بسیار اندکی برخوردار است. به همین دلیل، مساله آب در قلمرو خشکی از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است. از طرفی، به دلیل کمبود آب در قلمرو خشکی، شاهد تفاوت های دمایی فصلی و حتی روزانه در بیشتر مناطق مواجه هستیم. حفاظت، تامین و توزیع آب در این محیط از حساسیت بالاتری برخوردار است. در محیط زیست خاکی، اکوسیستم های چندگانه می تواند وجود داشته باشد. مناطق و جنگل های یخبندان، جنگ های پر تراکم و پر باران، جنگل های کوهستانی، توندرا یا سردسیری، بیابان های بی آب و علف و کویرها و در نهایت، علفزارها هستند که هر کدام دارای اکوسیستم و شرایط محیطی خاص هستند. باید دید که تاثیر تخریب محیط زیست و تغییرات آب و هوایی در هر یک از این محیط ها چه عوارضی بر کل محیط زیست و زندگی بشر دارد.
محیط هوایی (جو یا اتمسفر)
هوا یا اتمسفر، بخشی از زمین است که وجودش برای استمرار حیات موجودات زنده لازم و مهم است. مسایلی مانند اثرات نور خورشید، اجزای هوا، اکسیژن، وضعیت جوی و آب و هوایی، مانند باد، طوفان، باران، برف، گرمایش و مانند آن و آلودگی های هوایی از جمله بحث های این بخش از محیط زیست است. اتمسفر عامل اصلی برقراری تعادل در اکوسیستم است.
اتمسفر از لایه نازکی از گازها تشکیل شده که زمین را احاطه می کنند. اتمسفر به کمک نیروی گرانشی در وضعیت خودش پا برجاست. اتمسفر از گازهای مختلفی چون نیتروژن، اکسیژن و دی اکسید کربن تشکیل می شود. از عناصر شکل دهنده ابرها مانند بخار آب برخوردار است. یکی از لایه های اتمسفر لایه ازون است که موجب کاهش آسیب های اشعه ماوراء بنفش ساطع شونده به سمت زمین است. پرتو ماوراء بنفش بدون مقاومت لایه ازون می تواند صدماتی را به محیط زیست و حیات در زمین وارد کند. مهمترین اثرش آسیب زدن به DNA موجودات زنده است که خطرات بالایی را در پی دارد. به همین دلیل است که گفته شد، اتمسفر به عنوان یک بخش مهم از محیط زیست، نقش حیاتی در بقای حیات در موجودات زنده، از جمله انسان دارد و برای برقراری تعادل زیست محیطی و جلوگیری از تغییرات افراطی در درجه حرارت، نقش اساسی دارد.
گرم شدن جهانی، چالش بزرگی برای دنیای امروز است و محیط زیست ما را به چالش جدی می کشد. به دلیل افزایش گازهای گلخانه ای (دی اکسید کربن، متان، ازون و فلورو کربن) میانگین دمای جوی در زمین افزایش یافته است. این گازها باعث بقای گرما در اتمسفر می شود. افزایش حجم این گازهای مخرب، ناشی از فعالیت های انسانی در زمین است. عملیاتی چون جنگل زدایی، احتراق یا سوزاندن دی اکسید کربن و مانند آن موجب تاثیرات منفی در جو می شود. در نتیجه این اعمال، درجه حرارت سطح زمین افزایش می یابد. به دنبال این پدیده، گرمایش جهانی (Global warming) برای بیان خطرهای ناشی از افزایش گرما در سطح زمین مطرح شد. گرم شدن جهانی، عامل مهمی در تغییرات آب و هوایی (Climatic change) است. برای توضیح Climate گفته می شود که به معنی موقعیت و وضعیت جوی، باد، میزان رطوبت، باران، فشار جوی و درجه حرارت در منطقه معین برای یک دوره زمانی طولانی است. و این با مفهوم وضعیت هوا یا Weather فرق دارد. چون مفهوم اخیر به وضعیت هوا در دوره زمانی کوتاه مانند درجه سرما و گرما و میزان بارش در طول شبانه روز اشاره دارد.
برای هریک از محیط های سه گانه دریایی، خاکی و هوایی می توانیم اجزا و عناصر مهمی که از نقطه نظر زیست محیطی دارای اهمیت هستند را شناسایی کنیم. این عناصر عبارتند از: آب، خاک و هوا که بخش های مختلف زمین یعنی لیتوسفر (پوسته جامد زمین)، هیدروسفر (بخش پوشیده از آب کره زمین) که ۷۱ درصد از کره زمین را اشغال می کند، و اتمسفر (هوا) که مهمترین عامل برقراری تعادل در اکوسیستم است، وجود دارند. دخالت انسان در هریک از این اجزا عوارض خاص زیست محیطی دارد. برای مثال، عملیات سد سازی، کانال ها و تنگه های غیر طبیعی بر محیط اطراف، جانداران دریایی مانند ماهی ها، تنوع زیستی و رشد گیاهان و ترکیب جنگلی اثر گذار هستند.
روشن است که در محیط زیست، چرخه زیست دارای نظم و سیستم معنادار و توام با وابستگی متقابل است. ورود صدمه به بخشی از این سیستم و یا تخریب لایه ای از آن، بر کل سیستم اثر می گذارد و آن را معیوب می کند. در اکوسیستم، همه جانداران با اشیاء و عناصر بی جان به نوعی در ارتباط و کنش متقابل هستند. موجودات زنده در یک اکوسیستم، شبکه ای را شکل می دهند که براساس آن با محیط اطراف خود در ارتباط هستند و از این طریق به رشد، توسعه و حیات خود تداوم می بخشند. برای نمونه، اگر انرژی خورشیدی و توزیع آن را در یک اکوسیستم در نظر بگیریم، انرژی که از نور خورشید جریان می یابد، در چرخه معینی بین مجموعه جانداران و غیر جانداران در سیستم مشخصی از اکوسیستم گردش می کند. در این چرخه، همه عناصر آن اکوسیستم باهم در رابطه منظمی همکاری و هماهنگی دارند. انرژی خورشیدی در یک سیستم در حد و اندازه های معینی به مجموعه ای مولّد مانند گیاهان و مجموعه ای مصرف کننده مانند انواع حیوانات می رسد و با گردش در چرخه، در مراحلی تبدیل به انرژی شیمایی می شود و در نهایت گرمای مورد نیاز محیط و عناصر یک اکوسیستم را تامین می کند. به همین صورت جریان و چرخه آب را در نظر بگیرید. آب به شکل های مختلف مایع، یخ و بخار در طبیعت جریان دارد. آب با حرکت مداوم و جریان مستمر خود، تعادل لازم در اکوسیستم را برقرار می کند. به همین صورت، کربن، اکسیژن، نیتروژن، فسفر و مانند آن که در کنار آب از نیازهای حیاتی اکوسیستم هستند، در چرخه ای منظم، با هماهنگی لازم جریان دارند و باعث حفظ تعادل در اکوسیستم می شوند. بنابراین، ایجاد اخلال در هر یک از عناصر و در هر مرحله از این زنجیره، می تواند موجب بحران، تنش و حتی تهدید حیات برای کل اکوسیستم و حتی محیط زیست جهانی شود.
اشاره کردیم که در یک تقسیم بندی، محیط زیست به طبیعی و غیر طبیعی یا تصنّعی قابل دسته بندی است. تردیدی نیست که انسان هم بخشی از محیط زیست است. ایفای نقش می کند، با اطراف خود ارتباط برقرار می کند و با عناصر مختلف محیطی بده بستان دارد. تفاوت این موجود بشری در محیط زیست در آن است که با مداخله های خود، تاثیری شگرف در مسیر روند طبیعی محیط زیست بر جای می گذارد. درست است که حوادث و بلایای طبیعی هم اثر تخریبی بر محیط زیست دارند. ولی به نظر می رسد که طبعیت قدرت خود ترمیمی و بازسازی پس از این گونه حوادث را تا حد زیادی داشته باشد. البته مواردی مانند زلزله، آتشفشان، سیل و رانش و مانند آن، در علوم مربوطه همچون علم زمین شناسی مورد مطالعه قرار می گیرد. به هر حال، انسان با ایجاد محیط زیست غیر طبیعی مانند گسترش کشاورزی، ایجاد شهرها و روستاها و بناهای مختلف و استفاده از ابزارها و فناوری های مدرن، بر خلاف دیگر عناصر و بخش های محیط زیست، در طبیعت، اکوسیستم و کل محیط زیست دخالت های وسیع و مداوم می کند و آن را تحت تاثیر جدی قرار می دهد. هر چند باید قبول کنیم که این تاثیر همیشه منفی نیست و دست آوردهای تحسین برانگیز فراوانی هم در پی داشته است. شاید در مواردی، دانش و تکنولوژی در حمایت از طبیعت و محیط زیست هم کاربرد دارد، ولی در مجموع، مداخله انسان موجب تخریب و تضعیف روند طبیعی آن است. انسان برای رفع نیازهای خود ابزارهایی تولید می کند که با کمک آن به منابع و موجودات طبیعت دسترسی می یابد. از ابتدا که جرقه و آتش را کشف کرد، تا امروز که به تکنولوژی های فوق مدرن دسترسی دارد، اثرات تخریبی فراوانی را در بخش های مختلف آبی، خاکی و هوایی محیط زیست نمایان ساخته است. مواد اولیه برای ساخت و سازها و عمران شهری را از طبیعت می گیرد. برای جابجایی و نقل و انتقال از ابزارهای غیر طبیعی در محیط های مختلف زمینی، هوایی و دریایی استفاده می کند. شدت و سنگینی این گونه مراودات باعث مشکلات زیست محیطی در منابع آبی، هوایی و خاکی می شود. مهمتر از آن، در سایه گرایش به جنگ طلبی، انواع سلاح های کشتار جمعی، به ویژه تسلیحات هسته ای بیشترین تهدید و خطر را متوجه محیط زیست جهانی می کند. امروزه، با گسترش انواع تکنولوژی ها، همه ابعاد محیط زیست در سراسر جهان تحت تاثیر مداخله بشر قرار گرفته که یکی از آثار آن، خطر گرمایش بی رویه جهانی است. همه جنبه های محیط زیست جهانی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در معرض تهدید و تخریب رفتار مداخله جویانه و در سایه انواع تکنولوژی های پر قدرت و مخرّب است. در نتیجه، فعالیت های کنترل نشده انسان در محیط زیست، کار را به جایی رسانده است که تحت تاثیر منابع مختلف زیست محیطی، حیات بشری نیز مورد تهدید جدّی قرار دارد. گرمایش زمین، تغییرات غیر طبیعی آب و هوایی، آلودگی هوا و دریا، باران های اسیدی، فرسایش لایه ازون، انقراض گونه ها و تهدید تنوع زیستی و مانند آن، نشانه هایی هستند که هم سلامت انسان ها را به طور مستقیم تهدید می کنند و هم با تاثیر غیر مستقیم بر منابع غذایی طبیعی، زنجیره تامین تغذیه جهانی را در میان مدت و دراز مدت با مشکل اساسی مواجه می سازند.
با این توضیح، روشن می شود که علوم و دانشمندان متعددی برای مطالعه و تحقیق در ابعاد مختلف محیط زیست نقش و کاربرد دارند. از علم محیط زیست و اکولوژی گرفته تا علم حقوق محیط زیست و حقوق بین الملل محیط زیست، هر کدام در جنبه های خاصی به مطالعه، بررسی نتایج روابط اجزا و عناصر آن با یکدیگر و نیز تاثیر رفتار و دخالت های انسان در طبیعت و روند طبیعی محیط زیست مشغول هستند. بسته به انواع علوم و تخصص ها، طبقه بندی محیط زیست می تواند متفاوت باشد. به طور کلی، می توان آن را به محیط زیست داخلی و محیط زیست خارجی تقسیم کرد. تیپ نوع اول، بیشتر در علم زیست شناسی و در مواردی مانند جانداران چند سلولی مورد بحث قرار می گیرد که موضوع تحقیق ما نیست. ولی تیپ دوم یعنی محیط زیست خارجی در بحث ما مهم است و باید همه جنبه ها و عناصر اصلی آن را در مطالعات حقوقی مد نظر قرار دهیم .علم حقوق محیط زیست هم به نوبه خود انواعی دارد که جا دارد همین جا از آنها نام ببریم تا در جای مناسب از این نوشتار، به تفصیل به آنها بپردازیم. با یک ملاک و مطابق اسناد موجود، می توانیم حقوق محیط زیست را به حقوق محیط زیست داخلی، حقوق محیط زیست منطقه ای و حقوق محیط زیست بین المللی تقسیم و طبقه بندی کنیم.
تردیدی نیست که محیط زیست با هارمونی و ویژگی پویای خود، در مقابل دخالت های انسانی به واسطه فعالیت های صنعتی و تکنولوژیکی، آسیب پذیر است. امروزه، چالش های زیست محیطی و بحران های ناشی از آن در سراسر دنیا نمایان شده است. ظهور جنبش ها و نهادهای مدنی زیست محیطی و اعتراض های مستمر جهانی به انواع تهدیدهای تحمیل شده از سوی صنعت و تکنولوژی بر محیط زیست، گواهیمی دهد که تنها زیست کره ما نیاز به مراقبت ویژه دارد. دولت ها و ملت ها نباید از این موضوع حیاتی غافل شوند. راهکارهای تضمینی برای جلوگیری از اخلال در اکوسیستم و تخریب محیط زیست باید هر چه زودتر و کامل تر ارائه شود. یکی از این راهکارها تدوین و تصویب مجموعه قوانین و مقرراتی است که دارای ضمانت اجرا باشد تا در عمل بتواند در مقابل فعالیت های خسارت زننده به محیط زیست ایستادگی و متخلفان را مجازات کند. این مجموعه، همان حقوق محیط زیست است که در صحنه روابط بین الملل، مجموعه کامل تری به نام حقوق بین الملل محیط زیست را شکل می دهد. وجود اسناد، قواعد و نهادهای بین المللی زیست محیطی نشان از اراده جدی بین المللی برای تلاش در جلوگیری از مداخله های بی رویه و خسارت بار انسان در محیط زیست دارد. در ادامه، سعی می کنیم با معرفی چند مفهوم و اصطلاح اختصاصی از حقوق بین الملل محیط زیست، زمینه را برای بحث تفصیلی این رشته حقوقی آماده کنیم.
|
|